هذیان نامه

هذیان عاقلانه نیست اما صادقانه است

فارسها و عربها (قسمت اول)
نویسنده : شغال آزاد - ساعت ۳:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱٠/۱٤
 

خیلی سریع میروم سراغ اصل مطلب ، سئوال اساسی این است : حقیقتا عربها چقدر با ما دوست هستند ؟ البته بهتر بود میگفتم عربها چقدر از ما متنفرند؟

غالباً برای آنکه انگ نژاد پرستی یا پان ایرانیسم به ما نخورد در مقابل این سئوال یا موضع میگیریم یا اینکه بی تفاوت از کنار آن میگزریم ، حقیقتاً در تمامی این سالها که هم و غم جمهوری اسلامی ایران جلب حمایت و اعتماد اعراب بوده چقدر در دستیابی به این مهم موفق بوده است؟

اعراب و فارسها در گذر تاریخ :

نگاهی اجمالی به عملکرد دولتهای عرب طی 30 سال گذشته و مواضعی که در مسائل مختلف در برابر ایران اتخاذ کرده اند به خوبی پاسخگوی این سئوال هست ، جدای از پاسخ صریحی که از بررسی عملکرد دولتمردان عرب در مقابل ایران میابیم افکار عمومی ملتهای عرب منطقه در مقابل ایرانی ها نیز گویای واقعیتهای چندش آوری است که باید به آن با تامل نگریسته شود ، از قدیم تاکنون دشمنی میان فارسها و عربها زبان زد خاص و عام بوده است ، این دشمنی ریشه عمیقی در بسترهای تاریخی و قومی دو طرف دارد ، در دوران باستان اعراب با نگاهی آمیخته از حسرت و حسادت به کلان شهرهای پارسی از پرس پولیس گرفته تا تیسفون مینگریستند و غالبا با خشمی فرو خورده در پشت دروازه هایی که به اعراب بدوی اجازه ورود نمیداد متوقف میماندند ، با سقوط آخرین امپراطوری پارسی و ظهور امپراطوریهای عرب ، فصل تازه ای در روابط اعراب با ایرانیان پارسی گشود که طی آن همیشه ایرانیها را موالی یا بندگان خود مینامیدند ، سالهای مدید حکمرانان عرب با هوشیاری هر گونه ندای روشنگری ایرانی را نابود کردند و به دقت ذخایر فرهنگی ایرانی را از میان بردند تا بتوانند این ملت را با تاریخی کهن در درون فرهنگ بدوی خود هضم و نابود کنند ، در مقابل ایرانی ها نیز بیکار ننشسته با به چالش کشیدن اعراب در زمینه های سیاسی و اعتقادی در مقام دفاع برآمدند ، ایرانیان در ابتدا در اثر قدرت و نفوذ مذهبی حکمران عرب توان مقابله مستقیم با آنها نداشتند به همین خاطر بسیاری از ریشه های فرهنگی خود را در غلافی از رنگ و لعاب عربی مخفی کردند تا بتوانند آنها را حفظ کنند ، بسیاری از اداب و رسومی که امروزه به اسم فرهنگ اسلامی در جامعه ایرانی رواج دارد خواستگاهی ایرانی دارد ، ارادت ایرانی ها به امام حسین (ع) و مراسم سوگواری خاصی که در این راستا برگزار میشود بهترین مثالی است که میتوانیم در این زمینه بزنیم ، ایرانیها با تکیه بر درایت گذشته سیاسی خود عملا انتقام خود را از مهاجمان عرب گرفتند ، هر دو امپراطوری بزرگ عرب یعنی امویان و عباسیان که در حقیقت تمام فخر عرب نیز به همین دو امپراطوری است توسط ایرانیها از میان برداشته شد ، اولین ملتی که بر روی اعراب شمشیر کشیدند ایرانیها بودند ، از شمال آفریقا تا آسیای صغیر تمامی ملل مغلوبی که تحت سیطره اعراب قرار گرفته بودند ، به طور کلی در فرهنگ عربها حل شده و استقلال فرهنگی و حتی گویشی خود را از دست داده عملا عرب شدند ، از جمله مهمترین آنها مصریهایی بود که با یک سابقه تمدنی چهارهزار ساله از بیخ عرب شده تمامی نمادهای فرهنگی خود را از دست دادند ، همین بلا بر سر اقوام متمدن فنیقی و بابلی نیز آمد ، اما ایرانیها با وجود آنکه بیشترین لطمات را از حمله اعراب متقبل شدند ، هویت پارسی خود را حتی الممکن حفظ کردند ، گرچه زبان پارسی دستخوش ویرانی و دگرگونی تاسف باری شد اما استقلال خود را حفظ کرد ، آنها به مرور با جدا کردن مبانی مذهبی خود و اشاعه یک دین جدید با خواستگاه و تمایلاتی ایرانی آخرین ضربه خود را بر استیلای بی چون و چرای چند صد ساله اعراب بر این کشور زدند ، این امر وقتی با اختلافات فاحش شیعه و سنی درمیامیزد  به وضوح دلیل ایجاد اولین بسترهای دشمنی میان اعراب و فارسها مشخص میشود .

 در لاگ بعدی به ابعاد دشمنی اعراب در سطوح عامه مردم عرب تا دولتهای عرب در دوران معاصر خواهم پرداخت و در نهایت این سئوال را خواهم پرسید که دلیل این همه شیرین زبانی دولتمردان کشور من برای اعرابی که حتی به مسلمان بودن ما هم باور ندارند چیست؟